من آن سرگینغلتانی هستم که افتاده روی ریل و قل میخورد و نه میایستد، نه رفتن را دوست دارد. فقط کلمهها نگهم میدارند.
Thursday, November 29, 2018
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
خودم را یادم است که گریه میکنم و کف دستهام را نشان میدهم و میگویم «حالا اون زیر پوسیده» و گریهام شدیدتر میشود. یادم هست که گفتم خوشحا...
-
دوتا نیمه شب قبل، دویست متر مانده به خانه شوهرم، مرد چهل و چند سالهای را به قصد کشت چاقو زدهاند. پلیس در خبرها گفته وضعیتش serious but ...
-
هشتمین بار است که به این شهر میآیم، اگر درست شمرده باشم. دو سه هفته دیگر میشود یک سال که بخشی از زندگیم به این شهر منتقل شده. دیگر غریبه...
-
"Being a second person seems more "natural" a definition of being human than any other." Mieke Bal
No comments:
Post a Comment